سلطان محمد مطربي سمرقندي

169

تذكرة الشعراء ( فارسي )

مأمور گردى و از نواهى آن دور شوى . نظم : اهل قرآن را شرف از خواندن قرآن بود * مونس از قرآن گزيند ، هركه را ايمان بود هست قرآن بحر علم و كان فيض و مرحمت * علم از قرآن طلب ، زيرا كه زر در كان بود و شيخ بوصيرى « 1 » ناظم قصيدهء حميدهء « بردة » رحمه « 2 » اللّه ، در صفت قرآن فرموده ، شعر : لها معان كموج البحر فى مدد * و فوق جوهره فى الحسن و القيم فلا تعّد و لا تحصى عجايبها * و لا قسام على الاكثار بالسأم قرّت بها عين قاريها فقلت له * لقد ظفرت بحبل اللّه فاعتصم * * * دل پردرد را ، دوا قرآن * جان مجروح را ، شفا قرآن هرچه جويى ز نصّ قرآن جوى * كه بود گنج علمها قرآن حكايت : ابراهيم شيبانى گويد : در كشتى نشسته بودم كه بادى مخالف ، برخاست « 3 » و فوج و موج ، به اوج رسيدن گرفت . اهل كشتى بترسيدند و دل از جان و مال بركندند و هر كسى ، به دعا و زارى مشغول گشت و يكديگر را وصيّت ، مىكردند و بحلى ، مىجستند . درويشى در گوشهء كشتى نشسته بود و مصحفى بر كنار نهاده ، قرآن مىخواند ! نزديك او رفتم و گفتم : تو نيز ، دعايى بكن ! برخاست « 4 » و مصحف بر دست گرفت و گفت : الهى ! اگر

--> ( 1 ) . محمد بن سعيد بن حمّاد دلاصى مغربى بوصيرى ، صاحب « قصيدهء بردة » كه در ناحيهء دلاص در شوال 608 قمرى چشم به جهان گشود و در ادب شعر مهارت يافت و در 695 قمرى درگذشت : الوافى بالوفيات ، 3 / 105 - 113 ؛ حسن المحاضرهء سيوطى ، 1 / 570 ؛ نفحة الريحانة ، 2 / 261 و 3 / 65 ؛ فوات الوفيات ، 2 / 256 - 261 ؛ شذرات الذهب ، 5 / 342 ؛ بروكلمان ، 1 / 308 - 314 و ملحق 1 / 467 - 472 ؛ دائرة المعارف الاسلامية ، 1 / 804 ؛ الاعلام زركلى ، 7 / 11 ؛ تاريخ الادب العربى فرّوخ ، 3 / 673 - 680 . ( 2 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( رحمته اللّه ) . ( 3 ) . در اصل : ( خواست ) . ( 4 ) . در اصل : ( خواست ) .